مردم امروز مردم دیروز نیستند.!

جواب به ترفند خامنه‌ای مقایسه سال ۱۳۶۰ با ۱۴۰۳

نسان نودینیان

در پیام نوروزی سال ۱۴۰۴، خامنه‌ای سال ۱۴۰۳ را سالی پُرماجرا توصیف کرده  و حوادث آن را مشابه وقایع سال ۱۳۶۰ معرفی کرده. 

سال ۱۳۶۰ یکی از پرتلاطم‌ترین سال‌های تاریخ جمهوری اسلامی بود و چالش‌های متعددی در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی بر فضای اجتماعی  و زندگی مردم  سایه افکنده بود.  مهم‌ترین چالش‌های دهه ٦٠ بحران‌های سیاسی و درگیری‌های داخلی بود، برکناری ابوالحسن بنی‌صدر،  اولین رئیس‌جمهور ایران، بنی‌صدر، به دلیل اختلافات شدید با جناح حاکم، به‌ویژه خمینی و حزب جمهوری اسلامی، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ از مقام خود عزل شد. این رویداد جمهوری اسلامی را دچار تنش‌های شدید سیاسی کرد، و به درگیری بین گروه‌های سیاسی سازمان مجاهدین خلق که پس از انقلاب ابتدا با جمهوری اسلامی همکاری کرده بود، منجر شد. با کنار گذاشتن بنی صدر رابطه مجاهدین با جمهوری اسلامي وارد فاز تقابل مسلحانه شد. درگیری‌های خیابانی میان نیروهای حکومتی و اعضای  سازمان مجاهدین  شدت گرفت. دفتر حزب جمهوری اسلامی (۷ تیر ۱۳۶۰) منفجر شد، در این حمله انفجاری ، بهشتی و ۷۲ نفر از مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی کشته شدند. در  عملیات دیگر (۸ شهریور ۱۳۶۰) رئیس‌جمهور محمدعلی رجایی و نخست‌وزیر محمدجواد باهنر ترور شدند. در این سال ترورهای متعدد مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی انجام شد. افراد زیادی از جمله امامان جمعه و اعضای سپاه و بسیج در حملات گروه‌های مخالف کشته شدند. ادامه جنگ ایران و عراق و حضور ،عراق همچنان در مناطق مهمی مانند خوزستان درگیری نظامی و ابعاد جنگ را گسترده کرده بود.  شهرهایی مانند خرمشهر در اشغال ارتش عراق بودند. تحریم‌های بین‌المللی، کاهش درآمدهای نفتی و نیاز شدید به تأمین تجهیزات نظامی، جمهوری اسلامي را با مشکلات اقتصادی و لجستیکی جدی مواجه کرده بود. به دلیل جنگ و تحریم‌ها، مردم  در تأمین نیازهای اولیه در شرایط بسیار سخت معیشتی و امنیت جانی قرارداشتند. 

 

جمهوری اسلامی بجای جواب به مشکلات عدیده  مردم سرکوب و دستگیری های وسیع را شروع و اعدام مخالفان سیاسی را  گسترده کرد. هزاران نفر در سال ۱۳۶۰ به اتهام همکاری با گروه‌های مخالف دستگیر و اعدام شدند، اعدام های دهه ۶۰ یکی از جنایتهای جمهوری اسلامی است که امروز مصداق جنایت علیه بشریت نامیده میشود‌. با شروع اعدام های گسترده قوانین اسلامی با شدت بیشتری اجرا شد و محدودیت‌های اجتماعی و سلب آزادی های فردی  مردم و حمله نظامی به کردستان  و انقلاب فرهنگی حمله به دانشگاه ها، حمله به زنان و اقلیت‌های مذهبی و اتنیکی بشکل بی سابقه ای  افزایش یافت. با سرکوب، میلیتاریزم و اعدام  جمهوری اسلامی تا حدود زیادی  به سمت انسجام و یکدست‌سازی پیش رفت. 

با عزل بنی صدر و ترور محمد علی رجایی(که حدود یک ماه بجای بنی صدر رئیس‌جمهور بود) خامنه ای از مهر ماه ۱۳۶۰ رئیس‌جمهور شد. سال ۱۳۶۰ و سرکوب های خونین و اعدام ها در دوره خامنه ای انجام شده. 

 

خامنه ای حافظه تاریخی مردم در ایران را یا دست می‌گیرد یا اینکه فکر می‌کند با سانسور و اعدام های گسترده حافظه تاریخی و جنایتهای دهه ۶۰ را از ذهن مردم و جامعه پاک کرده است. سانسور نهادینه در جمهوری اسلامی همواره وجود دارد.، جمهوری اسلامی تلاش کرده است حافظه تاریخی مردم را از طریق سانسور و تحریف مدیریت کند.  کتاب‌های تاریخ مدرسه، وقایع مهم مانند سرکوب‌های دهه ۶۰ یا اعتراضات مردمی را یا حذف کرده‌اند یا با روایت حکومتی بازنویسی کرده‌اند.

رسانه‌های رسمی، تنها روایت حکومتی از تاریخ را ارائه می‌دهند.

بسیاری از آرشیوهای تاریخی، از جمله اسناد مربوط به دوران جنگ، سرکوب‌های داخلی، یا حتی سیاست‌های اقتصادی، در دسترس عموم قرار نمی‌گیرند.

در دهه شصت جمهوری اسلامی با سرکوب خونین و با جنگ ایران و عراق توانست ساختار حکومتی را یکدست کند و مردم را موعوب و وادار به سکوت و تا حدود زیادی با وجود شرایط جنگ به تسلیم بکشاند. دهه شصت اوج حملات حکومت اسلامی به تشکل های کارگری، مجمع عمومی کارگران و دستگیری فعالین کارگری، فعالین و اعضای احزاب سیاسی از مجاهدین تا سازمانهای چپ و کمونیست بود. به همین دلیل جمهوری اسلامی دهه شصت را دهه حفظ قدرت نامگذاری کرده بود. با این وجود در این سال نارضایتی علیه سلب آزادی بیان وجود داشت، هنوز مقاومت های مسلحانه در کردستان ادامه داشت، و اعتراضات کارگری بویژه علیه قانون کار اسلامی و انجمن های اسلامی و اعتصابات کارگری در کارخانه ها و در میان کارگران ادامه داشت.   

جمهوری اسلامی دهه ٦٠ را با سرکوب خونین دهه حفظ قدرت نامگذاری کرده.

و امروز با ترفند مقایسه سال ١٣٦٠ با ١٤٠٣ خامنه ای بخیال خود میتواند سال ١٤٠٤ را سال حفظ قدرت طولانی مدت جمهوری اسلامی به مردم بقبولاند!

 

چالش های جمهوری اسلامی در سال ١٤٠٣ با موقعیت سیاسی که جمهوری اسلامی در سال ١٣٦٠ داشت متفاوت است. چالش های امروز ناشی از نارضایتی های عمیق اقتصادی، مبارزه در اشکال اعتصاب و نارضایتی های وسیع کارگران و بازنشستگان، پرستاران و معلمین به پایین بودن دستمزد و حقوق،  علیه گرانی و فقر و کلا مبارزه برای معیشت و رفاه است.

سال ١٤٠٣ سال شکست های پی در پی جمهوری اسلامی بود. سال شکست نیروهای نیابتی و محور مقاومت بود که جمهوری اسلامی بیش از دو دهه برای ایجاد اقتدار اسلام سیاسی،  در منطقه خاورمیانه ایجاد کرده بود. شکست امپراتوری ترور و وحشت نیروهای محور مقاومت بود.  بطور واقعی سال شکست کامل اقتدار اسلام سیاسی و نیروهای تروریستی محور مقاومت جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه، یمن و عراق بود. سال شروع دومینوی حملات اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق، سال به هلاکت رسیدن مشکوک رئیسی، سال رویارویی نظامی مستقیم جمهوری اسلامی و اسرائیل، سال ترور اسماعیل هنیه رئیس حماس در مرکزیترین مقرهای نظامی سپاه پاسداران در تهران، سال نابودی و شکست نیروهای نیابتی حزب الله تا حسن نصرالله، کشته شدن سنوار رئیس حماس، سال سقوط بشار اسد ستون اصلی و مرکزی نیروهای محور مقاومت اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی بود.

سال ١٤٠٣ سال تداوم دستاوردهای خیزش مردمی زن زندگی آزادی، سال مبارزه زنان علیه حجاب و عفاف و به شکست کشاندن لایحه حجاب و سال گسترده شدن بی حجابی است. سال اعتصابات گسترده و وسیع کارگران در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و سال اعتراضات وسیع و گسترده بازنشستگان لشکری و کشوری است، سال اعتراضات کارگران، پرستاران، معلمان و بازنشستگان برای معیشت و رفاه، سال اعتراضات وسیع مردم در سطح جغرافیای سراسری علیه سرکوب، دستگیری و اعدام است. سال تقویت و سازماندهی مبارزه علیه اعدام است.

سال ١٤٠٢ و ١٤٠٣ سال پایین ترین مشارکت مردم(تا سطح زیر ٢٠درصد) در مناسکهای انتخابات مجلس اسلامی و ریاست جمهوری است.

دهه ١٤٠٠ دهه اعتراضات گسترده و میلیونی مردم علیه گرانی و فساد در سالهای ٩٦و٩٧و٩٨ و انقلاب ژینا انقلاب زن زندگی ازادی در سال ١٤٠١ است. دهه ١٤٠٠ و سال ١٤٠٣ سال خواست سرنگونی جمهوری اسلامی در کف خیابان است.

 

ترفند مقایسه سال های ١٣٦٠ با ١٤٠٣ توسط خامنه ای احتمالا به نگاه ایدئولوژیک و ثابت خامنه ای به جامعه تعریف شود. اما به نظر من مسئله فراتر از نگاه احمقانه ایدئولوژی خامنه ای است. خامنه ای در سال ١٣٦٠ رئیس جمهوری دوره خونین سرکوب و اعدام است، خامنه ای در پیام ١٤٠٤ آگاهانه از ترفند مقایسه استفاده کرده تا اعلام کنن آماده است برای حفظ بقا و قدرت آگندای اعدام و سرکوب خونین را اجرا کند. خامنه ای شناخت دقیقی از روانشناسی اجتماعی جامعه و مردم دارد. بر این امر و داده سیاسی واقف است که شکاف کاملا عمیقی مابین توده میلیونی مردم با دوایر مختلف جمهوری اسلامی ایجاد شده که مطلقا با رابطه و توهمات مردم به جمهوری اسلامی در دهه شصت قابل مقایسه نیست. خامنه ای و دستگاه رهبری جمهوری اسلامی خشم و نفرت وسیع مردم را هر روزه تجربه میکنند. آنها از شعله ور شدن جرقه انقلاب مردم میترسند. به همین دلیل با زمختی تمام ترفند مقایسه ١٣٦٠ و ١٤٠٣ را مطرح کرده.

خطاب خامنه ای به نیروهای خودی مانند بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای مزدور امنیتی و قشر بورژواهای صاحب دارایی های فرعونی و میلیارد دلاری و باندهای اختاپوس فساد و رانت خواران است. او عملا ابزار کنترل رسانه ها، فیلترینگ و دستگیری های وسیع را به نیروهای خودی برای حفظ بقا جمهوری اسلامی اعلام کرده است.   افزایش سرسام آور بودجه نیروهای نظامی برای ترمیم شکست های نظامی و نیروهای نیابتی در راستای آجندای خامنه ای برای حفظ نظام اسلامی است.

 

اما واقعیت در میدان مبارزه در جنگ و رو در رویی موجود در جامعه و در صف بندی های کارگران و مردم با حکومت اسلامی از سال دهه ٦٠ تا ١٤٠٣ تغییرات بسیار عمیقی کرده. واکنش های اعتراضی مردم به نسبت چهل سال گذشته تغییرات عمیق و تعرضی کرده است.

 

۴۳ سال پیش، در سال ۱۳۶۰، جامعه ایران شرایطی کاملاً متفاوت از امروز داشت. آن روزها، ضد انقلاب اسلامی تازه به قدرت رسیده بود. هنوز توهم و امید  به تغییر وجود داشت. جنگ ایران و عراق  باعث شده بود که بسیاری از مشکلات و کمبودها در سایه جنگ و ایستادگی ملی و اسلامی کم‌رنگ‌ شوند. همسنگر شدن بخشهای زیادی از سازمانهای “چپ” در جبهه مبارزه ضد امپریالیستی با خمینی و جمهوری اسلامی بی تاثیر نبودند.

 

اما امروز در دهه ١٤٠٠، و در سال ۱۴۰۳، مردم و اعتراضات تغییر کرده است. خیزش های مردمی برای سرنگونی از ١٨ تیر ١٣٧٨ شروع شده. دهه هشتاد و اعتراضات میلیونی توسط مردم علیه تقلب در انتخابات تیرماه ١٣٨٨، خیزشهای مردمی ١٣٩٦ و ٩٧ ، خیزش مردمی و رادیکال ١٣٩٨ تا انقلاب ژینا(خیزش زن زندگی آزادی) در سال ١٤٠١ را مردم تجربه کرده اند.  نسل جدیدی پا به عرصه گذاشته که دیگر مانند دهه ۶۰ فکر نمی‌کند.

طبقه کارگر با  صدها اعتصابات اعتراضی به موقعیت مزدی و نا امنی محیط کار و اخراج و بیکاری سازی در سنگر مبارزه هر روز تعرضی تر میشوند. بازنشستگان، پرستاران و معلمین در اعتراضات مداوم برای معیشت و کرامت انسانی در سنگر مبارزه ایستادگی میکنند. اعتراضات و جنبش های اعتراضی در جامعه در سطوح مختلف طبقاتی و سیاسی ـ اجتماعی متعین تر شده اند.

 

 نسل زد(Z) در دهه ١٤٠٠، پرسشگر است، آگاه است، و در مبارزه خلاصی فرهنگی، و علیه اسلام سیاسی با استفاده  از میدیای اجتماعی و اتوبان خبری در تحقق سازماندهی و ایجاد شبکه های مبارزاتی هر روز بیشتر از همیشه با دنیایی از تجارب مدرن در عرصه سیاسی و اجتماعی و آکادمیک با امید به آرمان های انسانی و تغییر زندگی تا رسیدن به معیشت و رفاه و جامعه ای به دور از کار مزدی و استثمار نقش مهم و تعیین کننده ای دارد  و به چیزی بجز سرنگونی رضایت نمیدهد.

ترفندهای مقایسه ای و آگندای مورد نظر خامنه ای تبهکار برای حفظ جمهوری اسلامی  از نظر جنبش های مبارزاتی زنان و کارگران، جوانان، دانشجویان و مردم مردود است.