دشمنان کمونیسم در طول تاریخ با بهرهبرداری از ابزارهای پروپاگاندای سرمایهداری، با تحریف و وارونه نشان دادن واقعیتها، سعی کردهاند چهرهای مخدوش از کمونیسم و سوسیالیسم بسازند. این افراد، برخی از روی کینه و برخی دیگر از ناآگاهی، با تکرار دروغها تلاش کردهاند کمونیسم را به هیولایی تبدیل کنند. این در حالی است که حقیقت کمونیسم، عدالت اجتماعی و رهایی طبقه کارگر از استثمار است.
از خردهبورژوای بازاری گرفته تا سرمایهداران بزرگ و میلیاردرهای سود پرست همگی دروغهای نخنما و تبلیغات مسموم را تکرار کردهاند تا از کمونیسم هیولایی ساختگی بسازند. این افراد، که یا از سر منفعتطلبی یا عرصورزی و تعصب، کمونیسم را محکوم میکنند. این طیف هرگز زحمت خواندن مارکس، لنین یا حتی بررسی بیطرفانهی جهانبینی کمونیستی را به خود ندادهاند.
سرمایهداری بدون دروغ نمیتواند نفس بکشد!
نظام سرمایهداری بر پایهی چپاول، استثمار و سرکوب بنا شده است. بدون این ابزارها، این سیستم دوام نمیآورد، زیرا اگر حقیقت آشکار شود، کارگران و زحمتکشان دیگر حتی لحظهای این نظام بردهداری مدرن را تحمل نخواهند کرد. سرمایهداری و سردمداران آن برای بقای خود، مجبور است دروغ بگوید، مهم بافی کند و واقعیتها را وارونه جلوه دهد که افکار عموم را با جعلیات مسموم و مغزشوئی دهد.
یکی از بزرگترین دروغهایی که سرمایهداری برای گمراه کردن مردم، بهویژه طبقهی متوسط، تکرار میکند این است که:
«کمونیسم به دیکتاتوری منجر میشود.»
آنها با تحریف از تاریخ، چین، روسیه، ونزوئلا یا کوبا را مثال میآورند، اما هرگز نمیگویند که دیکتاتوری واقعی همان سرمایهداری است. در این نظام، هر صدای اعتراضی سرکوب میشود، هر جنبش مردمی در نطفه خفه میگردد و هر کشوری که بخواهد مستقل باشد، با جنگ، کودتا و تحریم اقتصادی روبهرو میشود.
اما چه چیزی این لمپنهای دنیای هپروت سرمایهداری را جسور کرده است؟ نه حقیقت، بلکه سلطهی آنها بر رسانه، سینما، آموزش و پرورش، پلیس، ارتش و دیگر ابزارهای سرکوب. انحصاری که به آنها اجازه میدهد خود را پیروز میدان جلوه دهند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است: جنگی دائمی میان طبقهی حاکم و اکثریت تودهی مردم در جریان است.
دیکتاتوری واقعی، دیکتاتوری سرمایه است!
اگر سرمایهداران قدرت را در دست داشته باشند، آن را «دموکراسی» مینامند، اما اگر کارگران و زحمتکشان قدرت را به دست بگیرند، از آن به عنوان «دیکتاتوری» یاد میکنند.
در غرب، تمام ثروت و رسانهها در انحصار یک اقلیت انگل است، گروهی که با چپاول دسترنج کارگران، خود را بر جامعه مسلط کردهاند. و اگر زمانی مردم قیام کنند، نیروهای پلیس و ارتش برای سرکوب آنها به کار گرفته میشوند.
در مقابل، کمونیسم و سوسیالیسم ایستادهاند, نه در کنار طبقهی حاکم، بلکه در کنار تودههای ستمدیده، علیه جهانی که در چنگال سرمایهداران به بردهداری مدرن تبدیل شده است. هدف کمونیسم گرفتن قدرت از اقلیتی چپاولگر و سپردن آن به دست اکثریت کارگران و زحمتکشان است، به شوراهای منتخب مردم، به کسانی که سازندگان واقعی جامعهاند.
این دیکتاتوری نیست؛ این ارادهی آگاهانهی تودهها برای پایان دادن به استثمار است.
و همین حقیقت است که لرزه بر اندام بورژوازی میاندازد، زیرا آنها خوب میدانند که نابودی سرمایهداری به معنای پایان سلطه، امتیازات و مفتخوری آنهاست. پس با تمام ابزارهای خود، از رسانه گرفته تا ارتش، به جنگ با طبقهی کارگر میروند، خون میریزند، حقیقت را تحریف میکنند و دروغ میگویند تا قدرت خود را حفظ کنند.
فقر، ابزار کنترل سرمایهداری!
سرمایهداری کارگران را در فقر، بیکاری، بدهی و گرسنگی نگه میدارد تا آنها هیچگاه به آزادی و رهایی فکر نکنند. در این نظام، کار یک اجبار است، نه یک انتخاب. انسانها ناچارند برای بقا نیروی کار خود را بفروشند، نه از روی علاقه، بلکه برای زنده ماندن.
اما در جامعهی کمونیستی، کار به فعالیتی اجتماعی و داوطلبانه تبدیل میشود. افراد برای بقای فردی کار نمیکنند، بلکه برای بهبود و پیشرفت جمعی تلاش میکنند. در سوسیالیسم، هر تلاشی در خدمت همگان است، نه برای انباشت ثروت یک اقلیت مفتخور.
کوبا نمونهای روشن از این حقیقت است. با وجود دههها تحریمهای جنایتکارانهی آمریکا و متحدانش، این کشور توانسته است بر پایهی همبستگی اجتماعی پیش برود. در دوران پاندمی، کوبا نشان داد که در سوسیالیسم، اولویت مردماند، نه سود شرکتها. در حالی که غرب میلیاردها دلار خرج تبلیغات و شستوشوی مغزی مردم میکند، در سوسیالیسم نیازهای واقعی جامعه تعیین میکنند که چه چیزی ارزش دارد، نه عطش سرمایه برای سود بیشتر.
«کمونیسم باعث فقر میشود»، یک دروغ بزرگ!
یکی از تکراریترین جعلیات رسانههای سرمایهداری این است که:
«کمونیسم فقر را گسترش میدهد.»
اما واقعیت این است که خود سرمایهداری عامل اصلی فقر و نابرابری است. در حالی که چند نفر میلیاردها دلار ثروت دارند، میلیاردها انسان در فقر مطلق زندگی میکنند. آمریکا، که مهد سرمایهداری است، میلیونها کارتنخواب، بیکار و معتاد دارد، در حالی که شرکتهای غولپیکر سودهای نجومی به جیب میزنند.
از سوی دیگر، سوسیالیسم نشان داده که چگونه میتوان فقر را از میان برداشت. در کوبا، سطح سواد، بهداشت و امنیت اجتماعی به طرز چشمگیری افزایش یافته است. این کشور، که روزی تحت سلطهی سرمایهداری یک کشور عقبمانده بود، امروز یک جامعهی انسانی، برابر و آزاد را برای شهروندان خود رقم زده است.
پس چه چیزی باعث بازتولید فقر و جنگ میشود؟ کمونیسم یا سرمایهداری؟ شکست یا شکست داده شدن؟
بورژوازی همواره از «شکست کمونیسم» سخن میگوید. اما آیا فراموش کردهاند که این کشورها تحت شدیدترین تحریمها، جنگهای اقتصادی و فشارهای غربی بودهاند؟
اتحاد جماهیر شوروی، چین و کوبا با وجود تهاجم بیرحمانهی سرمایهداری، توانستند در زمینههایی مانند بهداشت، آموزش و استقلال اقتصادی پیشرفتهای شگرفی داشته باشند. البته برخی از این کشورها در طول زمان از اصول کمونیستی فاصله گرفتند و به سمت سرمایهداری حرکت کردند، اما این مسئله نشانهی شکست ایدهی کمونیسم نیست. بلکه نشان میدهد که سرمایهداری با تمام ابزارهای خود، میخواهد هرگونه جایگزینی را نابود کند.
اما واقعیت یک چیز و آنهم زنده و رادیکالیزم جنبش کمونیستی است!
بورژوازی میتواند دروغ بگوید، تاریخ را تحریف کند و مبارزات را سرکوب کند، اما نمیتواند حقیقت را برای همیشه پنهان نگه دار و این آرمانهای کمونیستی هستند که همچنان در قلب جنبشهای عدالتخواهانهی جهان زندهاند.
جنبشهای کارگری، اعتراضات مردمی و مبارزات برای عدالت نشان دادهاند که سرمایهداری نمیتواند برای همیشه دوام بیاورد. حقیقت، هر چند سرکوب شود، سرانجام راه خود را پیدا خواهد کرد.
ههژار علیپور
جمعه ۲۴ اسفند ۱۵۰۳ | ۱۵ مارس ۲۰۲۵