مقاومت تاریخی زنان

مقاومت تاریخی زنان
از ۸ مارس ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳
جامعه‌‌ی جهانی، امسال ۸ مارس ۱۴۰۳/۲۰۲۵ خود را با شکوه‌تر از همیشه، اینک با شعار جهانگستر ژین، ژیان، ‌آزادی! گردان‌‌های مسلح خود (YPJ) را در شمال شرق سوریه (روژآوا) دارد،‌ و پیشتازان خویش را در سراسر ایران،‌ ترکیه، عراق. مبارزه برای خود- رهایی در حقیقت در برابر چنین مناسباتی، برجسته‌ترین تاریخ مبارزات انسان در برابر ستم‌های چندگانه و نفی هویت است. حضور زنان در مبارزه و مقاومت در برابر استبدادِ طبقاتی-سلطنتی پدر و فرزند کودتا و سپس در درازای نزدیک به پنج دهه‌ حاکمیت اسلامی، فرازهایی چندگانه را در بر می‌گیرد. این تاریخ‌ها، واکنش‌های آگاهانه و طبیعی در برابر اسارت زن در ادامه‌ی مقاومت آنان در درازای تاریخ بشری بوده‌ و ریشه در جنبش‌‌های طبقاتی و اجتماعی جامعه و زنان دارند. مقاومت و ایستایی در برابر ستم و خشونت و برای پاسداشت هویت خویش، واکنش طبیعی هر موجود زنده‌ای ازگیاه تا انسان است. این ستیزهای انقلابی در برابر ایدئولوژی اسارت‌گر و قوانین حکومت‌های استبدادی و ساختار طبقاتی مردسالار، که پیشینه‌ای دیرینه‌تر از حاکمیت مناسبات برده‌داری دارند، مقاومت و مبارزه‌ی است برای خود رهایی دربرابر آسیمیلاسیون و علیه انکارهویت زنی که کالا و گاهی غنیمت جنگی انگاشته می‌شود. خیزش‌ها و ایستادگی ستم ستیزان در برابر ستمگران حاکم، واکنشی ذاتی و تاریخی است که با فراز و نشیب‌هایی همواره جاری و پیوسته بوده است.
ضمانت ماندگاری حکومت استبدادی و ایديولوژیک در برهه‌‌ی حکومت اسلامی، تازیانه‌ی خونبار دینی بوده است. بر شمشیر خمینی و دشنه‌های اوباشان وی برای اسارت تاریخی زن و تولیدگران و فرودستان جامعه آیه‌های قتلو نقش بسته است:
“(ای رسول ما) بگو من پناه می‌جويم به الله …( ) از شر مخلوقات (شرير و بدانديش)( )
و از شر زنان که دمندگان افسونند در کوهها.( ) بر همین مبنا و الگو بود که محمد محمدی گیلانی، قاضی شرع و مهمترین عنصر تثبیت حکومت اسلامی، کاربرد شکنجه که آن را تعزیر حکومت اسلامی اعلام کرد: «همان است که قرآن گفته؛ کشتن به شدیدترین وجه، حلق‌‌آویز کردن به فضاحت ‌بارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند.»( ) وی در دهه‌ی شصت و دهها هزار انسان را به این شیوه تا قتل‌عام کرد وتا ۱۳۹۳زنده بود و هیچگاه ابراز پشیمانی نکرد.
زن در همه‌ی دین‌ها، به ویژه در اسلام، «مخلوقاتی» ‌درجه دوم و نیمه انسان به شمار می‌آید. بخشی از آیۀ ۳۴ سوره نساء که به نُشوز یعنی تن ناسپاری زن به فرامین مرد و احکام نشوز می‌پردازد، به ‌اصل برتری دادن یا تبعیض «بعضی بر بعضی»، این آیه مشروعیت می‌یابد.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا.( )
«مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانی‌شان بیم دارید، اندرز دهید و از بسترشان دوری کنید و آنانرا بزنید. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.»
این آیه، راهنمای بزرگترین مراجع شیعیان جهان،‌ آیت‌الله سیستانی است: «مسأله ۲۸۶ اگر زوجه به وظایف زناشویی خود عمل نکرده و «ناشزه» شود، حکم ساقط شدن یا ساقط نشدن حقوق وی به صورت ذیل است:
– زوجه نسبت به استمتاعات حلال و لذّت‌های متعارف به‌طور کلّی امتناع ورزد و تمکین ننماید؛ در این صورت، حقّ نفقۀ وی و همین طور حقّ القَسْم و حقّ وی در نزدیکی با او (هر چهار ماه) ساقط می‌شود.» پیش از وی روح‌الله خمینی و محمد بن مکی عاملی» (۷۳۴ – ۷۸۶ ق) مشهور به «شهید اول» به موضوع تمکین و اطاعت زن به فرامین مرد پرداخته بودند.
روح‌الله خمینی در تحریرالوسیله در مورد تکالیف شرعی زن همانند برده نسبت به صاحب خود می‌نویسد: «از جمله حقوق شوهر بر گردن زن این است که او را اطاعت کند و از فرمان او سرنتابد و بدون اذن او از خانه‌اش بیرون نرود هر چند بدیدن خویشاوندانش و حتی عیادت پدرش یا مجلس ختم او باشد، بلکه در حدیث آمده که او در مقابل شوهرش هیچ اختیاری در مال خودش ندارد و بدون اذن شوهر نمی‌تواند مال خود را صدقه دهد یا بکسی ببخشد یا نذری کند …» وی از تکالیف شوهر نسبت به زن چنین اشاره می‌کند که «او را سیر کند و بپوشاند، و اگر نادانی کرد او را ببخشد و روی ترش نکند…» خمینی با نیرنگبازی، در اینجا از «نادانی کند» اشاره‌ می‌کند تا از تمکین و اطاعت کند، بگریزد . خمینی در ادامه به مفهوم نشوز زن می‌پردازد؛ اگر «خود را در اختیار او قرار ندهد و چیزهای نفرت آوری که منافات با تمتع و التذاد شوهر از زن دارد را از خود دور نسازد، آرایش و تنظیف را در صورت درخواست شوهر، ترک کند و از خانه بدون اجازه شوهر بیرون برود…» مرجع قوانین شرع حکومت اسلامی و خمینی همان محمدبن مکی عاملی،‌ نویسنده شرح لمعه است که نشانه‌های نشوز را ترشرویی به شوهر، سستی در برآوردن نیازهای او و تغییر در رفتارهای او بیان می‌کند.( )

از دیدگاه اسلام و قرآن، تن ناسپاری یا نشوز از سنگین ترین گناهانی‌است که زنان رابا سخت‌ترین مجازات‌ها محکوم می‌سازند. بنا به دیدگاه فقه‌های شیعی، دارایی زن یعنی خویش و دستگاه جنسی وی در برابرمبلغ معینی به نام مهریه به تملک مرد در می‌‌آید؛ «التزویج و هو التملیک البّضع بالعوض المعلوم». به موجب این خرید و فروش است که مرد می‌تواند برای بهره‌مندی از این دارایی و مالکیت، او را در حجاب و چادر (خیمه) مجبور سازد و از انجام کار، ترک منزل، سفر،‌ آموزش و… به فرمان مرد که مالک اوست باشد؛ زیرا که مرد حق تصرف در “بّضع” یا تنها دارایی زن یعین موجویدت خویش را دارد که دیگر از او سلب مالکیت شده است. در توجیه این دیدگاه، آیه ۲۲۳ سوره بقره، ‌قانون می‌شود: «نساءکم حرث لکم فاتوا حرثکم افّى شئتم و قدّموا لانفسکم؛ واتقوالله»، که در آن زنان، کشتزار مردان خوانده می‌شوند و مردان را مجاز می‌شمارد که هر زمان و هرگونه که اراده کنند، با آنان آمیزش کنند. سرپیچی از این اراده، ‌نشوز به شمار می‌آید. شان نزول چنین فرمانی، هنگامی بود که زنانی به محمد شکوه بردند که محمد و الله در باره آنان جکمیت کنند که چرا باید به رسم مردان قریش درهنگام عادت ماهانه با مردان هم بستر شوند!‌ ام سلمله زن سرکش محمد از سوی زنان و عمر، دومین خلیفه از سوی مردان به دیدار پیامبر رفتند. و محمد همانگونه که روش همیشگی او بود،‌ آنان را به پاسخ الله خواند. عمر جوشن پوشیده بود و ام سلمه از سوی زنان نگران هنوز امید به پاسخی حقوقی داشت. دیری نپایید که امید زنان به تلخی و برای همیشه پایمال شد و الله پاسخ داد.«زنان کشتزار شمایند…». علامه طباطبایی در جلد دوم تفسیر المیزان، صفحه ۳۰۹، با گفتاوردی از ابوبصیر او نیز از جعفر صادقدر تفسیر آیه: «فأتوا حرثکم انّى شئتم» به این معناست که مردان هر زمان، ‌هرگونه و هرجا که بخواهند، می‌توانند با همسران خود نزدیکی کنند. پدر همین جعفر ضادق، زین العابدین بیمار که بیش از ۲۰ سال سجده می‌کرد و در کربلا و عاشور بیمار شده بود، در کتاب تحف‌العقول، زن را ، رعیتِ مرد دانسته و گفته است: «و أما حق رعیتك بملك النكاح». بنابراین، هر گونه واکنش و شرایط ماهانگی و روحی و بیماری و تن ناسپاری زن در برابرحق تصرف مرد از او، گناه تلقی می‌شود. قرآن در سوره‌ی نساء (زن) کیفر چنین زنی را بی هیچ پرده پوشی فرمان داده است.
بیان زیر از زبان کسی است که دومین رهبر اسلام پس از محمد پیامبر شناخته شده است:
“رسول خدا باري به گروهي از زنان گفت: من هرگز مانند شما زنان ناقص در عقل و ايمان نديده‌ام. يک مرد مؤمن و آگاه ميتواند به وسيله شما گمراه گردد. يکي از زنان پرسيد: ای رسول خدا نقص در عقل و ايمان ما چيست؟ او گفت: آيا مگر شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد نيست؟ آنها تکرار کردند که اثبات!؟ او گفت: اين هم نقص عقل شما … آيا درست نيست که شما زن‌ها نمي‌توانيد در دوران قاعدگي نه روزه بگيريد و نه عبادت نمائيد؟ … او گفت: اين هم دليل بر نقص ايمان شماست…” ( )
هزاران سال تاریخ را پشت سر می‌گذاریم و زنان همچنان در اسارت و محکوم تا دوباره به دوران الاهیت اسلامی باز ‌گردیم. در دهه‌ی سوم، هزاره‌ی سوم، جامعه‌ از جنبش باز می‌ایستد و شمشیر اسلام، انسان را به دوران سنگ می‌راند.

هیفدهم اسفندماه ۱۳۵۷/۸ مارس روز جهانی زنان است. خمینی گفته بود: «زن‌های اسلامی عروسک نیستند. زنان اسلامی باید با حجاب بیرون بیایند، نه اینکه خودشان را بزک کنند.» روح‌الله در آن روز، با خشونتی خونبار در چشم و پیشانی، نماد نفرت و خوف بود. این ‌هولناکتر از ابوالهول فرمان داد: «زن‌ها هنوز در ادارات با وضع پیشین کار می‌کنند، زن‌ها باید وضع خودشان را عوض کنند. البته کار در ادارات ممنوع نیست، اما باید زنان با حجاب اسلامی باشند.» روح‌الله خمینی با بیان اینکه «به من گزارش داده‌اند که در وزارتخانه‌ها زن‌های لخت هستند و این خلاف شرع است.» به دروغ و بنا به بینش خود، زنان را در پوشش زنانه لخت می‌دید. این نگرش روانپریشانه و متجاوز، زنان را همانند ابژه‌ی جنسی می‌نگرند که باید ازچشمان تجاوزگرانه‌ی آنان، درهفت لای خیمه پوشانیده شوند و تنها برای مصرف صاحب خویش، از خیمه‌ی تن بیرون آورده شوند. زنان باید در خیمه‌ی سیاه پوشانیده شوند تا هیچ نمادی از زن بودن و هویت زنانه درمیان نباشد . این یک نفی هویت آشکار و ضد انسانی زن بود.
در ۸ مارس ۱۳۵۷، دو هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روح‌الله خمینی با لغو قانون حمایت خانواده و اجباری کردن حجاب اسلامی، نخسیتن تهاجم ضد انسانی خود را به جامعه وارد آورد. در همین روز، هزاران زن در اعتراض به این حکم سرکوبگرانه، به خیابان‌ها آمدند تا از هویت جنسیتی و انسانی خود دفاع کنند. این اعتراضات در شرایطی سرکوب شد که نه تنها حکومت جدید بلکه بسیاری از گروه‌های مختلف سیاسی مانند نهضت آزادی، ملی‌گرایان، و «چپ‌هایی» که بعدها به حکومت اسلامی پیوستند‌ و مجاهدین خلق، در برابر چماقداران خمینی سکوت کردند و مقاومت زنان را پشتیبانی نکردند و درکنار زنان قرار گرفتند. این سکوت‌ها در کنار هیاهوی پوپولیسم خمینی و فشارهای سیاسی، در همان روزهای نخست به سرکوب زنان و جامعه انجامید.
یک روز پیش از این اعتراضات، خمینی در سخنرانی خود در مدرسه رفاه تهران، پوشش حجاب را برای کارمندان زن در اداره‌های دولتی اجباری اعلام کرده بود. در پی آن، در ۱۹ اسفند ۱۳۵۷، زنان بدون حجاب از ورود به محل کار خود منع شدند و حجاب اسلامی با شعار «یا روسری یا توسری» به طور رسمی و اجباری در جامعه پیاده شد. این اقدام، ‌نخستین تهاجمی بود که زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و اجتماعی خود محروم می‌شدند و اجبار حجاب به یک موضوع فراگیر تبدیل شد. نوروز خونین کردستان، ‌ترکمن صحرا، ‌خرمشهر، انزلی درهمان سه ماهه‌ی نخست و «انقلاب فرهنگی» که دانشگاه‌‌ها را درتیرماه ۱۳۵۸ به خون نشانید و سپس فتوای جهاد علیه کردستان و دهه ۶۰ و رودهای خون پیآمد این تهاجم فاشیستی طبقاتی حکومت اسلامی بودند.
مسعود پزشکیان، که پس از انقلاب سیاسی ۵۷ در سمت‌های مختلف دولتی و به‌ویژه در پست ریاست جمهوری ایران منصوب شد، در مصاحبه‌ای به نقش خود در این تحولات اشاره کرد. او اعتراف کرد که قبل از تصویب رسمی قانون حجاب اسلامی، او و همکارانش در همراهی با چماقداران و دادگاه‌ انقلاب اسلامی تبریز، تصمیم گرفته بودند که حجاب را در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها در آن شهر اجباری کنند. پزشکیان گفت که با هماهنگی با گروه‌های مختلف سیاسی و دادگاه انقلاب، تصمیم گرفتند که کارمندان زن باید حجاب کامل داشته باشند و این تصمیمات پیش از تصویب قوانین رسمی سراسری، با چماقداری وی اجرایی شد.
پزشکیان همچنین در مورد انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاه‌ها صحبت کرد و اظهار داشت که این تحولات تحت مسئولیت او شروع شد.( ) او تأکید کرد که با این اقدام، دانشگاه‌ها را بستند و در پی ‌آن، خمینی دستور داده شد که دانشگاه‌ها به طور رسمی بسته شوند. این روند، که در آغاز با هدف پاکسازی و بازسازی دانشگاه‌ها صورت گرفت، به اخنتاق شدید فرهنگی و علمی منجر شد.( ) بله مثلن شلوار باید تنشون سرشون روسری می گرفتن، لباس آستین بلند باید می پوشیدن،‌ یعنی کاملن یه حجاب با مانتو داشتیم. یعنی هنوز حجاب قانونی نشده شما … بله ما گفتیم باید این کار رو بکنید. اجرا هم کردیم بعد از ده روز همه . حتا انقلاب فرهنگی از دانشکده ما شروع شد. ما دانشگاه را بستیم و بعد حضرت امام پیام دادن دانشگاه ‌ها بسته بشه…»( ) راهمنای پاسدار پزشکیان که به پاس آن متخصص قلب ‌شد، قرآن و همان نهج‌البلاغه‌ای است که اینک درپست ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۳ همواره ورد زبان دارد.
در پی جنایات این سردسته چماقداران و اوباشگری‌های فاشیستی و متخصص نهج‌البلاغه بود که شورای انقلاب اسلامی در ۱۶ تیر ماه ۱۳۵۹، به ریاست عبدالکریم ‌سروش (دباغ) طرح اجباری بودن حجاب را تنظیم و چنین ابلاغ کرد: «خانم‌ها بدون پوشش اسلامی حق ورود به ادارات را ندارند.»
سال ۱۴۰۱ با خیزش ژین، ژیان،‌ آزادی! زنان همچنان پیشاهنگ، قربانی،‌ رزمنده و گردان‌‌های حفاظتی جنبش خودرهایی هستند. مبارزه‌ای که حکومت اسلامی را به بن‌بست کشانیده، مات کرده و درآستانه‌ی فروپاشی کشانیده است.
عباس منصوران
۷ مارس ۱۴۰۳