سياوش دانشور-حکومت نظامی، پرده آخر جنگ بقا!

حکومت نظامی، پرده آخر جنگ بقا!

حکومت اسلامی و شخص خامنه ای تودهنی دیگری خورد. از عصر چهارم دیماه اعتراضات خیابانی در شهرها و محلات مختلف علیرغم فضای بشدت امنیتی و قرق نظامی با شعار “مرگ بر دیکتاتور” شروع شد. گله های موتوری اوباش و بسیج و نیروهای سرکوب و یگانهای ویژه سراسیمه ویراژ میدادند، تیراندازی هوائی میکردند و دست به بازداشت گسترده زدند. رژیمی که با صنعت دین و خیل آخوندهای طفیلی مبلغ و استاد سازماندهی عزاداری است، حالا از مراسمهای بزرگداشت خانواده‌های داغدیده میترسد و نظام را علیه آن بسیج کرده است. اینترنت قطع میکند، تلفنها و دسترسی‌ها را محدود میکند، بازداشت میکند، لشکر کشی نظامی میکند تا تجمعی شکل نگیرد، تا بغض‌ها فریاد نشود و سیل را نیافتد. جمهوری اسلامی از کابوس آبانماه خلاصی ندارد و این مبنای وحشت و سراسیمگی حکومت و واکنشهای آنست. رژیم میداند مراسمهای گرامیداشت در چهارگوشه ایران، تاکیدی بر ادامه آبانماه، تداوم راه جانباختگان، نشانه رفتن مسببین این جنایت و تلاش برای بزیر کشیدن آنهاست. فشارهای امنیتی به تعدادی از خانواده‌ها برای لغو مراسم و یا به تعویق انداختن آن، بازداشت‌ها و اقدامات دیگر، اگرچه خللی در ابعاد اجتماعات ایجاد کرد اما نتوانست از عزم و اراده بستگان جانباختگان و مردم آزادیخواه ممانعت کند. کشتار آبانماه و سیاست ترور و ارعاب نتوانست مردم را ساکت کند، صدایشان را در شانزده آذر و اعتصابات و اجتماعات کارگری و دانشجوئی بلند کردند و با تظاهراتهای چهارم دیماه و مراسمهای گرامیداشت پنجم دیماه ادامه دادند.

در روزهای گذشته تهران و شهرهای مختلف ایران بدرجات متفاوت چهره نظامی گرفته بود، نیروی انتظامی صدها نفر را بدلیل استفاده از سوشیال میدیا بازداشت کرد اما هنوز فریاد “مرگ بر خامنه‌ای” بگوش قاتل اعظم میرسید. نظام تلاش کرد دست خونین خامنه ای را بشوید، از سوئی از تهدید اعدام “اشرار و لیدرها” سخن میگویند و از سوی دیگر جار میزنند که “رهبر دستور بخشش داده است”! از سوئی میگیرند و می کشند و از سوئی از “پروژه کشته سازی اشرار” توسط دشمن سخن میگویند. اینها تناقض نیست، وحشت و قالب تهی کردن کل نظام اسلامی و شخص خامنه‌ای است. حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و شهرستانها، قطع نسبی اینترنت و بازداشتها و ضرب و شتم معترضین، نشان میدهد که حتی بقای روزمره نظام بدون قرنطینه خبری و سرکوب مستمر و قرق نظامی ممکن نیست. دیگر حکومت بدون حائل و بزک، با فشرده‌ترین شکل و در هیئت ماشین سرکوب، اما در موقعیت بشدت ضعیف و شکننده در مقابل مردمی قرار گرفته که سودای نابودیش را دارند. این تحولی مهم در پیشروی جنبش برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. این اوضاع یادآور فرمانداری‌های نظامی دوره آخر رژیم پهلوی است. این پرده آخر حکومت اسلامی است.

جامعه نمیخواهد به حکومت فرصت بازسازی بدهد، سر سازشی با رژیم ندارد و حکومت نمیتواند تسلیم شود، نمیتواند مسئولیت جنایتهایش را بگیرد و نمیتواند بدون شکلی از حکومت نظامی مستمر بقایش را حفظ کند. شعار؛ “”کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل‌رو ستایش کنیم”، جواب یکجائی به تلاش حکومت برای وقت خریدن و پاسخی روشن به تمهیداتی است که تلاش دارد مسئولیت قتل عام عزیزانمان را از نظام خامنه‌ای‌ها دور کند. در عین حال هر روز نمیتوان به بهانه سوگواری جمع شد، ضروری است بسرعت خود را در متن مبارزه جاری در کارخانه‌ها و محلات و مراکز کار سازمان دهیم، ابزارهای جنگ و رودروئی با ماشین سرکوب را فراهم کنیم، جبهه های مبارزه را گسترش و توده ای‌تر کنیم. خیابان و کارخانه و دانشگاه و محله و مدرسه و مراکز کار همه سنگرهای مبارزه و نبرد است. تحصن و اعتصاب و تظاهرات و آزاد کردن محلات از حضور حکومت تا تهاجم به نیروی سرکوب و سرکوبگران وجوه مختلف یک مبارزه واحداند.

تشکیل شوراها و ارگانهای انقلابی و ستادهای مبارزاتی که به نیازهای امروز و گستره مبارزه از خیابان و کارخانه تا مدرسه و محله جوابگو باشد، ایجاد انواع گاردهای حفاظتی و دفاعی در مقابل نیروی سرکوب و عناصر حکومتی از نیازهای فوری وضعیت کنونی است. جمهوری اسلامی نه فقط در ذهنیت مردم آزادیخواه و انقلابی ایران بلکه از نظر بسیاری از حکومتیها و دولتهای بورژوائی در آستانه سقوط است و راههای زیادی برویش باز نیست. بعد از کشتار آبانماه، جواب ندادن این سیاست و تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی، حکومت نظامی آخرین سنگر بقای نظام است. این سنگر ظاهراً مجهز به انواع تسلیحات و افراد قصی القلب است اما به همان اندازه در مقابل اراده انقلابی میلیونی پوشالی است و بویژه تجارب اخیر نشان داده است که قابل درهم شکستن است.

سردبیر.

٢٦ دیماه ١٣٩٨