وریا روشنفکر-به تدریج:گزارشی از رخدادهفت تپه، بنام کارگر به کام سرمایه دار

به تدریج:گزارشی از رخدادهفت تپه، بنام کارگر به کام سرمایه دار

وریا روشنفکر

اتفاقاتی که در حدود دو سال در هفت تپه رخ داد را میتوان بی شک جزو پر افتخار ترین و پر تلاطم ترین حرکتهای کارگری در زمان معاصر؛ و بی سابقه در تاریخ ایران دانست.

این رخداد با تمام فراز و فرود هایش “امید و یاس هایش”برای جنبش کارگری ایران چنان دستاورد و اعتباری به بار آورد که قطعا شایسته تحلیل و تالیف و باز خوانی چندین باره و از زوایای مختلف می باشد. زیراهر لحظه آن حاوی درس مبارزاتی و فهمی طبقاتی و تاکید بر این نکته بسیار مهم است که اساسا درد طبقه کارگر با تمامی طبقات جامعه فرق دارد و به همین اعتبار راه حل آن نیز باسایرطبقات متفاوت و قطعا سلب می باشد. ولی این درد میتواند در کل جامعه و سایر طبقات تاثیر مستقیم و یا غیر مستقیم داشته باشد و تمامی جامعه را مبتلا به خود نماید. از زاویه دیگر همان طور که چندین دهه از کمون پاریس می گذرد اما تحلیل و واکاوی آن همیشه مثبت و قابل تامل بوده،  غور شدن در رخداد هفت تپه قطعا حاوی نکاتی بسیار ارزشمند برای مبارزه طبقاتی ما با نظام سرمایه داری خواهد بود.

آنچه تا به امروز از هفت تپه روایت شده، نه کل ماجرا که  در واقع تصویریست که از زاویه لنز انسانهایی ثبت گردید که بسته به انصاف خود، به ما قسمتی از کل تابلوی باشکوه مبارزه هفت تپه را نمایاندند و البته در این میان هرکس تفسیر و نگاه خود را بواسطه تفکر و دیدگاه و انتخاب جبهه سیاسی اش ارائه  نموده است. راویان واقعی هفت تپه الان یا پشت میله های زندان اند یا مهر سکوت وثیقه های کمر شکن بر دهانشان نشانده شده است. در نبرد رسانه ای نابرابر تمامی دستگاه تبلیغاتی سرمایه داری و حکومت ضامن آن با نشر خبرهای کذب و وارونه نشان دادن واقعیت تا ساخت مستندهای جیمزباندی قرار داشتند و طرف دیگر یک کانال تلگرامی که آن هم هر روزه با فیلترینگ و تهدید ادمینهایش روبرو بود. در این میان مجموعه گزارشی ۳۳۰ دقیقه ای بصورت پاکدست به انضمام یکسری مصاحبه با کارگران و کارفرما در مجموعه ای چهار جلدی بعنوان ( به تدریج ) گرد آوری شده ؛ که از نگاه خبرنگاری وشیوه کار خود کم نظیر ؛ اما از نگاه القاء خط مشی مشخص و جهت مند بسیار خطرناک و قابل تامل می باشد. من سعی دارم نگاهی اجمالی به این گزارش بیندازم و البته خوانندگان این مطلب را به مطالعه این گزارش دعوت مینمایم.

اما راوی این داستان اسماعیل محمدولی است خبرنگار رسمی حوزه “کارگری” و سردبیرسابق بخش “کارگری” خبرگزاری ایلنا، باسابقه قلم زدن در روزنامه های شرق و اعتماد.

کسی که شیوه کار و جمع آوری مطالبش بسیار قابل توجه و حرفه ای بوده و اتفاقا اولین کسی است که در آذر۹۶ پشت سر اسماعیل بخشی برروی سکوی معروف هفت تپه قرار گرفت و باعث رسانه ای شدن هرچه بیشتر اتفاقات هفت تپه شد.و نقش او و خبرنگاران دیگری نظیر محمد مساعدو قاسم آل کثیر و البته سپیده قلیان در کانسپتی دیگر در باز نشر حوادث هفت تپه غیرقابل انکار است.

نحوه ثبت مستند و بخش آن از طریق  شبکه های مجازی قابل تامل و تقدیر است .اما مشکل از آنجاشروع میشود که انگار راوی دارای خط سیاسی مشخصی است و در جاهایی به ارزش گذاری وقایع می پردازدو حتی به سیستم حکومتی درسرکوب اعتراضات کارگری کد میدهد. در نگاهی دقیق به این فایلها میتوان دید که گزینشی و برجسته نمودن وقایع ویا برعکس کم رنگ کردن اتفاقات مهم و کلیدی به مصلحت ؛ نشان از این دارد که راوی از قبل انتخاب سیاسی خود را کرده است و فقط در میان حوادث به دنبال شاهد مثال جهت تایید نظریه خود میگردد.در جریان متلاطم هفت تپه ورود و خیزش نیروهای راست و وابسته و سمپات حکومتی نظیر بسیج و خبرنگار های وابسته، فعالان صنفی، حتی چپهای پرو نئوتوده و… وهشدارو نجوای اینکه مبدا مبنای این حرکت سیاسی است و نه صنفی خود پیچی اساسی در این پروسه است.

بی شک مهمترین و شاخص ترین بحث در رخداد هفت تپه تلاش برای ارائه کنترل کارگری جهت نیل به اداره کارخانه ازطریق شورای مستقل کارگریست .

واین منشاء تمامی اختلاف نظرها کینه و عداوت ها و جبهه گیری شدید نظام سرمایه داری سر همین شورای مستقل کارگری است . راوی به تدریج ؛ نیز ازاین قاعده مستسنی نیست و در تمام این گزارش سعی در ارائه آلترناتیوی تحت عنوان شورای اسلامی کار بجای شورای مستقل کارگری می باشد.و در نهایت به چهارچوب قانون کار (بخوانید قانون ضد کارگری ) جمهوری اسلامی متوصل میگردد.وچنین مینمایاند که رفع مشکلات کارگران هفت تپه در نسخه ای درون حاکمیتی و درچهارچوب قوائد و قوانین جمهوری اسلامی ممکن است .

وی در این راستا ابتدا به جعل اختیارت و بزرگ نمایی و ضرورت وجود شورای اسلامی کار پرداخته و در این راه یکی از مطالبات پایه ای کارگران که مصونیت از اخراج به هر بهانه و علی الخصوص بواسطه فعالیتهای صنفی را در گرو وجود شورای اسلامی کار میداند. این در حالیست که به استناد به قانون کار مصوب جمهوری اسلامی هم نهادی بنام ” هیات تشخیص انحراف وانحلال شورای اسلامی ” وجود دارد که دست بالا در تمامی امور بر شورای اسلامی کار رادارد.

وی همچنین مدعی گشته تحت لوای شورای اسلامی کار میتوان حق تحقیق و تفحص ونظارت برامور مالی کارگاه به کارگران را در این چهارچوب قائل شد؛ اما در واقع دیدیم که اتفاقا افشای این اسرار بند و بست ها و زد وبندها در واقع یکی دیگر از عوامل عداوت وکینه سیستم با کارگران و نمایندگانشان شد.

وی همچنین در جایی دیگرجهت ارائه فکت و صدق گفتارش متوصل به رهبران این جنبش میگردد که اتفاقا در ادامه پاکدست و در طول زمان به انتقاد و زیرسوال بردن آنها نیز میرسد که خوداین پارادوکس در جای خود قابل توجه میباشد. در این میان راوی جهت تایید نظریه صائب بودن شورای اسلامی کار از اسماعیل بخشی هزینه میکند و مدعیست که در مقطع برگزاری انتخاب شورای اسلامی کار اسماعیل بخشی موضعی نداشته و این تلویحا” به معنی تایید شورای اسلامیست.

ذکر این نکته ضروری است که انتخابات شورای اسلامی پس از آزادی اسماعیل بخشی از زندان و وضعیت بد جسمی و روحی او بوده و چنین فاکتی چقدر میتواند سالم و قابل اعتنا باشد را میتوان به داوری تاریخ گذاشت.

اما در اینجا به این نکته هم اشاره کنم در مهرماه ۹۷ یعنی حدودا یکماه قبل از شروع اعتصابات گسترده آبان اسماعیل بخشی در مطلبی تحت عنوان ” هفت تپه و تحمیل انتخابات شورای اسلامی کار ” مخالفت خود را با این مقوله به صراحت ابراز کرده بود.

در ادامه راوی این تزرا می پروراند که فرجام اعتصابات آذر ۹۷ و تحمیل شورای اسلامی کاریک سیر و روند طبیعی بوده و تمامی حرکت شکوهمند کارگران در هفت تپه اساسا تلاشی عبث بوده و فشار نهاد های امنیتی و بگیر وببندو تهدید و کتک و قشون کشی پیدا و پنهان عوامل رسمی و اوباش و تهدید کارگران به اخراج و در مضیقه قرار دادن کارگران و خانوده هایشان و …. هیچ نقشی در سرکوب این جریان باشکوه نداشت.

وی همچنین در طول پاکدست به کاشت بذر این نظریه میپردازد که اساسا” خواسته لغو خصوصی سازی در هفت تپه از طرف کارگران یک اقدام و خواست انحرافی بوده و در لوای شورای اسلامی کار؛که از دید راوی مستقل و مدافع حقوق کارگران است تمامی مطالبات کارگران محقق خواهد شد!!!

اما در ادامه این گزارش به بحثی میرسد که بسیار قابل توجه است و در یک سیر روایت ناصحیح از تاریخ به تقابل سندیکای هفت تپه و شوراهای مستقل می پردازد.

ذکر این نکته بسیار ضروری است که سندیکای کارگران هفت تپه بعنوان اولین تشکل مستقل کارگری درسال 87 شکل گرفت و بلافاصله ازطرف ماشین مهیب سرمایه مورد هجوم قرار گرفت ؛ اما نه پرونده سازی و انشعاب و نه شوراهای اسلامی کار نتوانست اعتباری را که این حرکت در بین بدنه کارگری ایجاد کرد،از بین ببرد.اما اخراج و سرکوب و بازنشستگی قبل از موعد؛ سبب قطع ارتباط نمایندگان سندیکا با بدنه کارگری شد.تا قبل از انتخابات مجمع نمایندگان در خرداد۹۷ اکثریت اعضای هیات مدیره سندیکا خارج ازمحیط کاربودند و این موضوع و همچنین نفس وجودی و ماهیتی سندیکا شاید از عوامل اصلی بروز مجمع نمایندگان شدند. زیرا نسل جدید کارگران هفت تپه اساسا وجودیت سندیکا را حس نکرده بودند.و دیگر ضرورت نهادی که صرفا کارش چانه زنی و لابی گری باشد ( سندیکا ) جوابگوی نسل جدید کارگری نبود.ادامه پاکدست ما شاهد بازخوانی تحریف شده تاریخ سندیکای هفت تپه و انشعاب پیش آمده در ان هستیم که البته به مرور زمان مشخص میگردد ؛چرا این بحث در این گزارش مفصل مورد توجه قرار گرفته است ؛ زیرا در ادامه نوک پیکان حمله به سوی شاخص ترین چهره درشورای نمایندگان یعنی اسماعیل بخشی گرفته میشود و او رامتهم به سیاست بازی میکند و اساسا طرح شعار نان، کار،آزادی ،اداره شورایی را انحرافی و اشتباه میداند و شاهد مثالش را انتقاد و اعتراض کارگران و چهره های مطرح کارگری و سندیکایی میداند. راوی این ادعا را بدون ذکر نام مطرح میکند اما در واقع منظورش اظهارات و موضع رضا رخشان نسبت به اسماعیل بخشی است که اورا متهم به رادیکالیسم کارگری نمود.راوی معتقد است بخشی از تریبون کارگری سوء استفاده کرده و هدفش ابراز خط سیاسی مورد نظر خودش بوده و اینجا چقدر با مستند کذایی “طراحی سوخته” چه هم داستان مینماید !

این گزارش بسیار مبسوط و مفصل است و نکات بسیار دیگری در بر دارد که شاید در یک مقاله نتوان به تمامی وجوه آن پرداخت .

اساسا پرداخت من به این موضوع و حساسیتم به این گزارش، همان طور که در اول مطلب نوشتم بخاطر اهمیت و به نوعی بی نظیر بودن اتفاقات هفت تپه بود و باور به این نکته که برای قطع تنه فربه سرمایه داری ضربات متعددی لازم است که هر ضربه مکمل قبلی و تسهیل کننده موفقیت است. لذا هر نوع تحریف و وارونه نشان دادن این تاریخ مبارزاتی را باید بی پاسخ نگذاشت و مجدانه و با ادله و مدغن مقابله کرد.من در اینجا به قسمتهایی از این گزارش اشاره کردم و قطعا رفقای دیگری هم بطور مفصل تر به این مبحث پرداخته اند.  من حتی نگاه خودم را در نقد این گزارش وارد نکردم و سعی نمودم بر اساس مدارک و شواهد عینی به اثبات کذب بودن این گزارش بپردازم. چرا که از نگاه من جمهوری اسلامی به هر شکل و زیر مجموعه ای جزئی از سیستم سرمایه داری جهنمی است و تنها با نابودی و سرنگونی آن میتوان به علاج این درد پرداخت ولاغیر…

***