گزارشی از نزدیک در مورد اعتصاب عمومی در سنندج
من از شهر سنندج این گزارش را میفرستم. راستش اول خودم هم با تردید به این فراخوان نگاه میکردم و فکر نمیکردم با این همه قدرت و اتحاد و همبستگی مردم وارد این اعتصاب عمومی شوند. من فکر میکردم با توجه به نزدیک شدن روزهای باز شدن مدارس ممکن است بازار راحت تن به بستن مغازه ها ندهد. در بهترین حالت تلاشمان را کردیم که اعتصاب موفق بشود اما ارزیابی ما این بود ممکن است پنجاه، شصت درصد به اعتصاب بپیوندند. اما در سنندج دیدم که مردم یکپارچه پاسخ مثبت داده اند. رفتیم و این شهر را گشتیم این گزارشی از نزدیک و ملموس از اعتصاب عمومی در سنندج است.
امروز این مراکز کاملا تعطیل بود.
بازار تاناگورا کاملا تعطیل بود انتهای خیابان شهدا یا فرح سابق،
خیابان شاهپور، خیابان ولیعهد، بازار سنتی آصف، فردوسی، ششم بهمن، خیابان غفور کاملا تعطیل است. بقیه خیابانها ٨٥ تا 90 در صد تعطیل بودند. در فردوسی و آصف نیروی انتظامی فشار می آوردند مغازه ها را باز کنند. اما مردم به این تهدیدات و حرفها وقعی ننهادند.
دفاتر پیشخوان که بخشی از کار ادارات شهر را انجام میدهند عمدتا تعطیل بود. شهرک صنعتی کاملا تعطیل بود، فیض آباد ٩٠ در صد تعطیل بود. حتی مغازه های لبنیاتی جماعت مفتی زاده که ممکن بود باز کنند از ترس مردم بسته شدند.
یک آقای مسن را دیدم در یکی از خیابانها دکان کوچکش را باز کرده بود. تعدادی از جوانان شهر پیش او رفتند و گفتند آقای … مگر نمیدانید امروز اعتصاب عمومی است چرا دکانت را باز کردید؟ او پاسخ داد میبخشید ترسیدم ببندم اما حالا به احترام شما میبندم. بعد از بستن دکانش مامورین اطلاعاتی و امنیتی سراغش رفتند گفتند تو که باز بودید چرا مغازه را بستید. او پاسخ داد تعدادی جوان گفتند ببند و منهم بستم. آقا من مغازه را باز نمیکنم. آنها مشتری من هستند اگر باز کنم فردا کسی از من خرید نخواهد کرد. مامورین هر چقدر فشار آوردند و تهدید کردند پیر مرد گفت ما در این شهر زندگی میکنیم شما رفتنی هستید. من نمیخواهم مردم شهرم را ناراحت کنم.
روحیه همبستگی و مبارزاتی مردم در حد بسیار بالایی است. مردم نمیترسند. حتی جواب مامورین دولت را هم نمیدهند و اگر لازم به جواب باشند تند در مقابل آنها می ایستند.
فراخوان اعتصاب عمومی بسیار بجا و موثر بود. اکنون فضای شهر پر از شادی و شور و احساس قدرت و موفقیت است.
آسو