عبداله باوی – انتقاد دژخیمان از همدیگر!

انتقاد دژخیمان از همدیگر!
       آخوند حسن روحانی رئیس جمهور منتصب در حاليکه هر روز جوانی را به چوبه دار می آويزد از باز شدن فضا سخن می گويد و آزادی زندانيان را وعده می‌دهد. او در بحثهائی که با جناح ديگر دارد در حاليکه دولتش هر روز مانع جديدی در مقابل مردم جهت استفاده از “فضاهای مجازی” قرار می‌دهد از محکوميت “محدود کردن آزادی‌های فردی و اجتماعی در رابطه با محدودیت فضاهای مجازی و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی ” سخن می‌گويد. او با این کارها نشان داده که در فريب کاری دست کمی از “فریبا” نامی که مردم به حق به آخوند ریاکار خاتمی دادند، ندارد.
       در همين رابطه اخیراً وی در همایشی در تهران چنین گفت: ” اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنیم(1)، ولو بخاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد.” اين سخنان فوراً از سوی امام جمعه مشهد آخوند علم الهدی چنين پاسخ داده شد:” شلاق که سهل است، با همه قدرت جلوی کسانی که مانع بهشت رفتن مردم شوند خواهیم ایستاد.” و زمانی که روحانی در دفاع از خود فرياد زد برخی روحانیون”اسلام را نشناخته‌اند”  فورا  آخوند مصباح یزدی که خود از دژخیمان این رژیم سرتاسر گندیده است وارد ميدان شده وبا کنايه به تحصيل روحانی در انگلستان در جواب او چنین میگوید: “مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟”.(تاکید از من است)
       حسن روحانی که خود از سوی طبقه حاکم عوامفریبانه به عنوان “مدافع حقوق ملت” و فردی “میانه رو” و حاصل رأی توده‌ها به میدان فرستاده شده است در شرایطی به روی کار آمده است که لاپوشانی سیاستهای ضدمردمی طبقه حاکمه، شخص جدیدی را می‌طلبیده است وگرنه سیاستهای او در ادامه همان سیاستهای “ولی فقيه” و تداوم سياستهای چپاولگرانه امپریالیستی است. آخوند حسن روحانی برای حفظ نظام بحران زده سرمایه‌داری وابسته و تداوم برنامه‌های امپریالیستی به میدان آمده وعمل میکند. اقدامات ضدکارگری او در تحمیل هرچه بیشتر بیکاری و بی‌حقوقی بر کارگران، فریبکاریهای او و رژیم جمهوری اسلامی را هرچه بیشتر آشکار میکند. او به دلیل آن که از درون همین نظام سراسر گندیده و نکبتبار بیرون آمده قادر نیست و نخواهد بود که کمترین مشکلی را در جامعه حل کند، ولی اکنون شرایط سیاسی و اقتصادی در جامعه و بخصوص وضعیت مالی دردآور کارگران و زحمتکشان که وحشت از شورش گرسنگان را سبب شده است ، سردمداران جمهوری اسلامی را به  هراس انداخته است. آنها دوباره به سیاست دوجناح “کبوتر” و “باز” روی آورده‌اند که مطابق آن،جناحی خواهان عملی در جهت خواست مردم است و جناحی مخالف آن. اگر او میگوید که “روحانیون اسلام را نشناخته‌اند” میخواهد بگوید که حکومت اسلامی و اسلام ايراد ندارد بلکه اين فلان آخوند است که اسلام را نشناخته است، و به اين ترتيب می‌خواهد  در دوران جدید باز هم  مذهب مورد نظر ولی فقيه را بازسازی کند و بدین ترتیب به بازی خود برای فریب توده‌ها ادامه دهد. اینکه تمام خواسته او از “همه” یا جناحهای دیگر، نه دخالت نکردن در زندگی مردم بلکه حفظ “حاکم بودن آرامش” در جامعه است در حقیقت خواسته همه جناحهای حاکم است زیرا دخالت در زندگی مردم از همان زمان به قدرت رسیدن این رژیم شروع شده بود، جناح دیگر نیز این “حاکم بودن آرامش” را خواهان و با جناح دیگر مشترک است ولی مسئله این است که همه درها را نباید بست و “امید به تغییر” را همچنان برای توده‌ها(2) باید باز نگهداشت. گرچه سیاستهای جناحی می‌تواند منابع غارت و چپاول جناحهای دیگر را به مخاطره بیاندازد و به این دلیل علیه همدیگر به انتقاد برخیزند ولی در حفظ “حاکم بودن” آرامش (یعنی سرکوب مردم)، هر دو مشترکاً تا مرفق دستشان به خون مردم آلوده است.
       از طرف دیگر، آخوند مصباح یزدی از جناح باصطلاح مقابل، که خود یکی از جنایتکاران رژیم است،  کسی که سرکوبی توده‌ها و تجاوز جنسی به زندانیان از افتخارات اوست و هرگز هیچ حقی برای توده‌های زحمتکش قائل نشده است (3)، اکنون به بهانه مذهب، و در حقیقت برای آن شرایطی که در آن شرایط می‌توان حاصل زحمت توده‌ها را به یغما بُرد دلسوزی میکند. او در پی سخنانش که وضعیت سیاسی و روانی او را بهتر توضیح میدهد چنین میگوید “مگر امام برای تحریم و اقتصاد قیام کرد؟ مگر این همه شهید برای شکم و تحریم جان خود را فدا کردند؟ مگر نه این است که همه شهدا در وصیت نامه هایشان، اسلام و پیروی از امام را گوشزد کرده اند؟”.
       واقعيت اين است که در طول 35 سال حاکمیت ستمگرانه جمهوری اسلامی که با قتل وغارت و چپاول دسترنج توده‌های زحمتکش توام بوده همواره همه جناح‌های درونی اين رژيم  دخيل بوده اند.  در تمام اين سالها اين جناح‌ها عليرغم هر اختلاف واقعی ای هم که با هم داشته اند در حفظ  این نظام ستمگرانه موجود شريک و مددکار هم بوده اند.  اين واقعيت به سردمداران جمهوری اسلامی اين امکان را داده تا در جهت تداوم این رژیم، با تبليغات فریبکارانه همیشه اینگونه جلوه دهند که جمهوری اسلامی از دو جناح “راديکال” و “میانه رو”  تشکيل شده است. دستگاه تبليغاتی اين رژيم ضد مردمی نیز با اين دوجناح بازی امکانات بزرگی جهت فريب مردم کسب کرده و توانسته همیشه “امکان تغییراتی” در جهت بهتر شدن شرایط زندگی مردم را با مانع مواجه سازد. کسی فراموش نکرده که خاتمی فریبکار با ادعای اصلاح پذیری نظام، معرکه راه انداخت و با ادعای “مردمسالاری دينی” و “حکومت قانون” مدتی فريبکاری نمود. کسی که در همه قتلها و سرکوبها دخيل بود و جوانان اين مملکت را با انداختن کليد بهشت به جبهه‌های جنگ میفرستاد ناگهان خود را معصوم و بیگناه اعلام کرده  و دیگران را مقصر همه تقصير ها جلوه داد. اين فريبکاری به رژيم امکان داد تا با رياکاری از شرايط سختی که شورشهای مردمی نتيجه آن بود گذر کند.  و اکنون نوبت آخوند حسن روحانی است که با فریبکاری که خصوصيت هميشگی سیاستهای این رژیم بوده است با ادعاهای گوناگون در جهت فریب مردم تلاش کند.
       جمهوری اسلامی با محکوم کردن کارگران به زندگی در زیر خط فقر و سرکوب وحشیانه هر گونه اعتراض اجتناب ناپذیر آنان به این شرایط جهنمی، زمینه‌های رشد مبارزه و آگاهی در میان کارگران و زحمتکشان را بر علیه کل نظام فاسد و ارتجاعی خویش بارور می‌کند. مبارزه ای که در جريان رشد‌ش ریشه مادی هر گونه ظلم و استثمار و سرکوب در جامعه را نابود و سرانجام یک زندگی شایسته و انسانی در یک نظام دمکراتیک را برای کارگران ما تضمین خواهد نمود.
       در تاریخ، همیشه انقلاب برای تغيير وضع نکبت بار حاکم توسط توده‌های سرکوب شده انجام میشود . توده‌ها بپا می‌خيزند تا دژخمیان شان را نابود کنند و دولتمردان این نظام بغایت مرتجع نیز استثناء نیستند. و دير يا زود مردم، جمهوری اسلامی را با هر جناح و دسته در آتش انقلاب خود به سزای اعمال و کارهايشان خواهند رسيد. این جمهوری همچون سَلَفِ پادشاهی خود، گندیده، جنایتکار و فریبکار است و همچون سلف خود باید به زباله‌دان تاریخ انداخته شود و بيشک انداخته خواهند شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ این جملات زمانی بیان شد که اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، از برخورد پلیس با سه میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از شهروندان در رابطه با حجاب طی یک سال گذشته خبر داده بود.
2ـ ـ سازمانهای اپورتونیستی که هنوز “امید به تغییر” در این رژیم داشته و هر از گاهی از یک “نه بزرگ” می‌نویسند.
3ـ “مردم چه کاره‌اند، مگر خودشان حق دارند که به کسی حق بدهند.” سخنرانی در مشهد ، فروردین 89
جولای 2014
عبداله باوی